حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
428
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
مقدمه از پيش گفتيم كه امير الامرا قدرت را از خليفه گرفت و همه كار دولت با او بود و از خلافت جز اسمى نماند و بيشتر ولايتهاى اسلام استقلال داشت در اندلس دولت اموى بود و در اقصاى افريقيه ادريسيان بودند و در تونس اغلبيان و در مصر طولونيان و اخشيديان و فاطميان . در مشرق دولت طاهريان پا گرفته بود كه قدرت از ايشان بصفاريان رسيد كه مؤسس آن يعقوب ليث صفار بود و دولت سامانيان كه دولت غزنويان از ويرانه قدرت آن روييد زيرا البتكين بنيانگزار ايندولت از جمله غلامان ترك بود كه بدربار سامانيان راه يافته بودند . پيدايش ايندولتهاى مستقل و نيمه مستقل در سرنوشت دولت عباسى و تمدن اسلام و تاريخ عرب و ملل مسلمان نفوذ بسيار داشت كه مركزيت از بغداد برفت و پايتختهاى ديگر چون قرطبه و قاهره و بخارى مركز سياست علم و ادب و فرهنگ شد . از اينجا توان دريافت كه ضعف و سقوط بغداد براى تمدن اسلام همه نكبت نبود كه در بعضى پايتختهاى ديگر فرهنگ و هنر اسلام ، اگر نه بيشتر ، چون بغداد رشد كرد و توسعه يافت و اين كاخ رفيع تمدن اسلامى كه حاصل آميزش مواريث اقوام ولايتهاى شرقى و غربى بود بتشويق اميران بخارى و خليفگان قاهره و قرطبه جلوه ديگر گرفت و مورخ دقيق به زحمت مىتواند معلوم كند كه سهم بغداد در اين رونق و اوج تا كجا بود